رسالت حوزه و دانشگاه در تربیت نیروی انسانی متعهد از منظر امام خمینی (رحمه الله علیه)

به گزارش 10 از 10، حوزه و دانشگاه به عنوان دو پایگاه علمی اصلی در جامعه بعد از انقلاب اسلامی همواره مورد هجمه از سوی دشمنان انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته اند. همت دانشجویان و طلاب به حفظ این دو جبهه علمی ـ فرهنگی و مقابله با هر گونه هجمه از سمت معاندان نظام باعث اقتدار بیش از پیش انقلاب و اسلام در جهان خواهد شد.

رسالت حوزه و دانشگاه در تربیت نیروی انسانی متعهد از منظر امام خمینی (رحمه الله علیه)

به گزارش خبرنگاران؛ حوزه و دانشگاه به عنوان دو پایگاه علمی اصلی در جامعه بعد از انقلاب اسلامی همواره مورد هجمه از سوی دشمنان انقلاب اسلامی ایران قرار گرفته اند. همت دانشجویان و طلاب به حفظ این دو جبهه علمی ـ فرهنگی و مقابله با هر گونه هجمه از سمت معاندان نظام باعث اقتدار بیش از پیش انقلاب و اسلام در دنیا خواهد شد.

ساختن انسان متعهد و معتقد ، مسئولیت حوزه و دانشگاه

شما دانشگاهی ها تلاش کنید که انسان درست کنید. اگر انسان درست کردید، مملکت خودتان را نجات می دهید، اگر انسان متعهد درست کردید، انسان امین، انسان معتقد به یک عالم دیگر ، انسان معتقد به خدا، مومن به خدا، اگر این انسان در دانشگاه های شما و ما تربیت شد، مملکتتان را نجات می دهد. بنابراین، کار، کار بسیار شریف، و مسئولیت بسیار زیاد. الان این مسئولیت به دوش ما و شماست. این مسئولیت بزرگ ، یعنی سعادت ملت را شما و ما باید بیمه کنیم ؛ قشر روحانی و قشر دانشگاهی.

سعادت ملت را شماها باید بیمه کنید. این مسئولیت به دوشتان آمده ، نرفتید زارع بشوید. اگر زارع بودید مسئولیت داشتید ، اما نه این مسئولیت را، اگر یک کاسبی بودید مسئولیت داشتید در حدود شعاع خودتان ، اما الان مسئولیت ، مسئولیت یک ملت است؛ مسئولیت یک کشور است. مسئولیت برای اسلام است. مقابل خدا، الان همه مسئولیم . باید همه ما تلاش کنیم، دانشگاه تلاش کند، دانشگاه های دینی تلاش نمایند، دانشگاه های علمی شما تلاش نمایند، انسان درست نمایند همه دنبال این باشید؛ انسان.

(صحیفه امام، ج 8، ص 67)

انسان اگر پیدا شد ، منافع مملکتش را به خارج نمی دهد. امین است انسان ، انسان برای خدا کار می کند و برای خداست. زندگی اش برای خداست و مردنش هم برای خداست.یک همچو موجودی ممکن نیست که برای اجانب خدمت بکند و به ضد کشور خودش قیام بکند.(صحیفه امام، ج 8، ص 66)

اگر فرهنگ ،یک فرهنگی شد که انسان بارآورد ، متعهد بارآورد، معتقد به یک ما.وراء بارآورد ، معتقد به اینکه اگر این از دیگری باشد این مسئولیت دارد ، اگر این دزدی باشد مسئولیت دارد ، آنکه اعتقاد به این معنا دارد و ایمان دارد به یک پرده ماورای این عالم ، آن است که می تواند مملکت حفظ بکند، آن است که اگر در مقابل اینکه یک خیانت بکند همه چیزها را بهش بدهند زیر بار نمی رود. او مثل حضرت امیر ـ علیه السلام ـ قسم می خورد که اگر چنانچه همه اقالیم دنیا را به من بدهند که بخواهم یک ظلمی بکنم ، اینقدر که یک چیزی را از دهن یک مورچه من بگیرم ، ظلم است ، من نمی کنم. البته کسی او نمی شود؛لکن مقدرات یک کشوری به دست شماست. اینها که به فرهنگ حمله کردند، به مدارس قدیمه حمله کردند، به دانشگاه ها حمله کردند، حمله باطنی یا ظاهری، اینها نمی خواهند از دانشگاه انسان بیرون بیاید، از مدارس قدیمه انسان پیدا بشود، لهذا جلوی فرهنگ ما را محکم گرفتند که پیش نرویم. برای اینکه اگر چنانچه از فرهنگ کسانی که بعد مقدرات مملکت دست آنهاست ، از فرهنگ یک اشخاص متعهد و صحیح ، بیرون بیایند، کلاه آنها پس معرکه ست. و اگر یک اشخاصی بیرون بیایند که مبالات به هیچی ندارند، جز طعمه چیزی نمی فهمند، آنها، آنهایی است که صیدش می نمایند. طعمه ها را آنها بهتر از کسان دیگر می دهند. منصبها را آنها بهتر می دهند، مالها را آنها بهتر می دهند، و اینها را تحت سلطه و استثمار قرار می دهند. (صحیفه امام، ج 7، ص 432)

تفاوت عناصر متعهد و منحرف

اگر دانشگاه فقط دنبال این باشد که فرزندان ایران را با معلومات بار بیاورد ، معلومات را هی روی هم بریزد ، این برای ملت ما یا فایده ندارد، یا ضرر دارد. یک فرد دانشگاهی که انحراف پیدا بکند غیر از یک فرد بازاری است، غیر از یک فرد کشاورز است. یک فرد روحانی که انحراف پیدا بکند غی از یک فرد بازاری و کارگر است. کارگر و بازاری، کشاورز و امثال اینها ، چنانچه یک انحرافی داشته باشند، انحراف شخصی برای خودش است، لکن انحراف اساتید دانشگاه انحراف خودش تنها نیست، انحراف یک گروه است. چه گروهی؟ آن گروهی که می خواهند مملکت را اداره نمایند؛ گاهی به انحراف یک کشور منجر می شود. انحراف یک روحانی انحراف خودش تنها نیست ، انحراف یک ملت است. بنابراین ، این دو طایفه هستند که می توانند خدمت بنمایند و کشور را نجات بدهند و ممکن است که جهتشان جهت حق نباشد و کشور را به تباهی بکشند.

گمان نشود که کسانی که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور می نمایند و فرقی مابین آنها و کسانی که ایمان دارند نیست. وَالَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْکُلُونَ کَمَا تَأْکُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَهُمْ : و کسانى که کفر ورزیدند (از زندگى دنیا) بهره مى گیرند و همانند که چهارپایان مى خورند و (سرانجام،) آتش جایگاه آنهاست (آیه 12 سوره محمد)

کسی که ایمان ندارد نظیر حیوانات خوراکش هست. یعنی در آخور الاغ، نبی اکرم کاه بریزد یا ابوجهل کاه بریزد ، هیچ فرقی به حال او نمی کند. او می خواهد بخورد. حیوان می خواهد، میل دارد مسی تیمارش کند؛ این تیمار نماینده علی بن ابیطالب باشد یا ابن ملجم، این فرقی به حالش نمی کند. اگر ابن ملجم بهتر تیمار کرئ، با او بیشتر رفیق است. این آیه شریفه که این مطلب را می فرماید، دستور کلی است برای شناخت منحرف از غیر منحرف که ما چطور منحرفها را بشناسیم، و چطور غیر منحرفها را . (صحیفه امام ، ج 7 ، ص 468)

اساتید و معلمان ، از استعداد و پیشرفت خارجی ها بت نتراشند

من به همه مسئولین و دست اندرکاران سفارش می کنم که به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید ؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوریها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا اساتید و معلمینی که به وسیله معاشرت ها و مسافرت به دنیا به اصطلاح متمدن ، جوانان ما را که تازه از اسارت و استعمار رهیده اند، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی ها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گدا صفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند . به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه نمایند و روح توانایی و راه ورسم استقلال را زنده نگه دارند. ما در شرایط جنگ و محاصره توانستیم آن همه هنرآفرینی و اختراعات و پیشرفتها داشته باشیم . ان شاء الله در شرایط بهتر زمینه کافی برای رشد استعدادها و تحقیقات را در همه امور فراهم می سازیم. مبارزه علمی برای جوانان زنده کردن روح جستجو و کشف واقعیتها و حقیقت هاست. و اما مبارزه عملی آنان در بهترین صحنه زندگی و جهاد و شهادت شکل گرفته است.(صحیف امام ، ج 21، ص 96)

لزوم طرد افراد نفاق افکن میان حوزه و دانشگاه

توصیه اینجانب آن است که نسل حاضر و آینده غفلت ننمایند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از توطئه های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنها افکند او را ارشاد ونصیحت نمایند؛ و اگر تاثیر نکرد از او روی گردان شوند و او را به انزوا کشانند و نگذارند توطئه ریشه دواند که سرچشمه را به آسانی می توان گرفت. و مخصوصا اگر در اساتید کسی پیدا شد که می خواهد انحراف ایجاد کند، او را ارشاد و اگر نشد، از خود و کلاس خود طرد نمایند. و این توصیه بیشتر متوجه روحانیون و محصلین علوم دینی است. و توطئه ها در دانشگاه ها از عمق بیشتری برخوردار است و هر قشر محترم که مغز متفکر جامعه هستند باید مواظب توطئه ها باشند. (صحیفه امام ، ج 21، ص 414)

نتیجه :

آگاهی و بیداری اساتید در دانشگاه ها و حوزه های علمیه و خودباوری و تکیه به نیروی داخلی ، ارشاد افراد منافق ، تلاش برای کسب علوم مورد نیاز جامعه در راستای تکامل جامعه ، همت در تقویت ایمان و تهذیب نفس جهت مقابله با دنیا پرستی از جمله نکاتی است که باید نصب العین دانشجویان و طلاب قرار گیرد.

نگارنده: ز، فیاضی

منبع: جام جم آنلاین
انتشار: 9 بهمن 1399 بروزرسانی: 9 بهمن 1399 گردآورنده: 10az10.ir شناسه مطلب: 1514

به "رسالت حوزه و دانشگاه در تربیت نیروی انسانی متعهد از منظر امام خمینی (رحمه الله علیه)" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "رسالت حوزه و دانشگاه در تربیت نیروی انسانی متعهد از منظر امام خمینی (رحمه الله علیه)"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید